همکاری در فروش فایل میهن همکار
به باشگاه دانشجومعلمان ایران خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : روایت یک مشاور مدارس از سلامت روح و روان معلمان/ آیا فقط مشکلات معیشتی، معلم را عصبی می‌کند؟

روایت یک مشاور مدارس از سلامت روح و روان معلمان/ آیا فقط مشکلات معیشتی، معلم را عصبی می‌کند؟

تاریخ ارسال پست:
شنبه 15 خرداد 1395
نویسنده:
دانشجومعلم
نظرات :
تعداد بازدید:
379

روایت یک مشاور مدارس از سلامت روح و روان معلمان/ آیا فقط مشکلات معیشتی، معلم را عصبی می‌کند؟

مشاور در مدارس تهران در آسیب شناسی وضعیت سلامت روح و روان معلمان گفت: همین الان وزارتخانه آموزش و پرورش برای تامین معیشت معلمان و پرداخت دستمزدها با مشکل مواجه است. حال تصور کنید قرار باشد به کل فرهنگیان در کل کشور خدمات مشاوره روانشناسی ارائه کنیم. اصلا آموزش و پرورش قدرت و ابزارچنین کاری را ندارد.

به گزارش باشگاه دانشجومعلمان ایران به نقل از خبرآنلاین؛ سینا قنبرپور: برجسته شدن اخبار تنبیه دانش آموزان در هفته های اخیر پرسش های مختلفی را پیش روی جامعه به ویژه آموزش و پرورش قرار داده است که یکی از این پرسش ها این است؛ آیا وزارتخانه آموزش و پرورش به سلامت روح و روان معلمان با استرس هایی که در این شغل وجود دارد توجهی می کند؟

«حمیرا عبدالمحمدی» مشاور در مدارس تهران و دانشجوی دکتری در این رشته می گوید: «نه تنها معلمان که کل افراد جامعه نیازمند خدمات مشاوره روانشناسی هستند. تمام مشاغل نیازمند ارائه مشاوره شغلی به هنگام شروع کار، حین کار و همین طور در مقاطع حاد هستند. اما به نظر می رسد بهترین شیوه مشاوره برای معلمان مشاوره یا راهنمایی گروهی باشد.»

او که 24 سال در مدارس و مناطق مختلف آموزش و پرورش تهران به عنوان مشاور خدمت کرده در پاسخ به این پرسش که معلمان بیشتر با چه نوع فشارهای روحی مواجهند توضیح می دهد: «مشکلات معلمان را باید به دو بخش عمومی و اختصاصی تقسیم کرد. مشکل عمومی مثل مسئله معیشت که همه درگیر آن هستند ولی مشکل اختصاصی معلمان این است که بر خلاف سایر مشاغل یک معلم باید بتواند در آن واحد در ساعت کاری خود با 30 تا 40 دانش آموز از سطوح مختلف فرهنگی و تربیتی مواجه شود و در عین حال کیفیت کار خود را نیز حفظ کند».

به نظر شما و از نگاه کسی که 25سال سابقه مشاوره در مدارس آموزش و پرورش را دارد و با توجه به اخباری که از تنبیه دانش آموزان به گوش می رسد تا چه اندازه انجام مشاوره برای معلمان و اولیاء مدرسه ضروری است؟

اول بگذارید توضیحی بدهم؛ شما نگاه کنید ببینید در سطح کشور چه تعداد کلاس درس، چه تعداد معلم و چه تعداد دانش آموز داریم. بعد ببینید از میان این تعداد کلاس درس و معلم و دانش آموز چه تعداد تنبیه صورت گرفته است. حتی اگر فرض بگیریم که همین تعداد اخباری که منتشر شده هم درست باشد آن وقت می بینید که به نسبت این وسعت و تعداد عدد قابل توجهی نیست. شما باید این نکته را مد نظر قرار دهید که در میان مشاغل مختلف مدل کار معلمی با بقیه شغلها متفاوت است. معلمی تنها شغلی است که فرد در آن واحد با 30 تا 40 دانش آموز از فرهنگ های مختلف و تربیت متفاوت مواجه است. مثلا یک پرستار یا یک پزشک در آن واحد با یک بیمار سر و کار دارند و می توانند در همان لحظه به همان بیمار رسیدگی کنند. اما معلمی توجه همزمان به 30 تا 40 دانش آموز در همان لحظه را می طلبد. اما در پاسخ به پرسش شما باید بگویم نه تنها معلمان که کل افراد جامعه نیازمند خدمات مشاوره روانشناسی هستند. تمام مشاغل نیازمند ارائه مشاوره شغلی به هنگام شروع کار، حین کار و همین طور در مقاطع حاد هستند. اما به نظر می رسد بهترین شیوه مشاوره برای معلمان مشاوره یا راهنمایی گروهی باشد.

به طور کلی ما در جامعه ای زندگی می کنیم که فرهنگ مراجعه به مشاور و روانشناس جا نیفتاده است. از طرف دیگر هزینه مراجعه به مشاور و روانشناس نیز با توجه به زمان بر بودن آن بالاست. یعنی روند مشاور یک روند نسبتا طولانی است و هزینه بالایی می طلبد. در چنین شرایطی به نظر می رسد این وزارت آموزش و پرورش است که باید تدبیری اندیشیده و از یک سو مشاوره را اجباره و از سوی دیگر برای هزینه های آن فکری کند؟

 

اتفاقا نظر من هم این است که همانطور که افراد جامعه از نظر جسمی دچار بیماری می شوند و بیمه هزینه های درمان را پوشش می دهد باید درمان مشکلات روحی و روانی و رفع مشکلات ناشی از اضطراب و استرس کار نیز تحت پوشش بیمه قرار بگیرد. شاید یکی از مهمترین مشکلات جامعه ما به طور کلی، این است که آن طور که به درمان بیماریهای جسمی توجه می شود به درمان بیماری های روحی توجه نمی شود. باید شرایط جامعه ما به سمتی برود که همانطور که برای یک سرماخوردگی و آنفولانزا فرد با در دست داشتن دفترچه بیمه یا بدون آن برای درمان به پزشک مراجعه می کند برای رفع مشکلات روحی نیز به همین سهولت به مشاور و روانشناس مراجعه کند. این در حالی است که شما مرتبا می شنوید آمارهای اقدام به خودکشی، افسردگی، طلاق و نظایر آن بالا و چشمگیر است. من فکر می کنم داشتن روح سالم بر داشتن جسم سالم اولویت دارد. 

پرسش این است که وزارتخانه آموزش و پرورش تا چه اندازه ارائه خدمات مشاوره روانشناسی را برای معلمان فراهم و آن را الزامی کرده است. مشخصا با توجه به اینکه معلمان با استرس و فشار کاری بالایی مواجهند این وزارتخانه است که باید یک برنامه کلی برای همه معلمان داشته باشد.

آموزش و پرورش هزینه های خودش را دارد و شما نگاه کنید ببینید این وزارتخانه قدرت تجهیز مدارس خود را ندارد. مسلما اگر این بودجه در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار بگیرد می تواند چنین کاری را بکند. من هم این کار را قبول دارم ولی به عنوان یک ایده آل به آن نگاه می کنم زیرا ما با دو امر آنچه در واقعیت وجود دارد و آنچه امکانپذیر است مواجهیم. همین الان وزارتخانه آموزش و پرورش برای تامین معیشت معلمان و پرداخت دستمزدها با مشکل مواجه است. از سوی دیگر الان که تعدادی از پرسنل آموزش و پرورش کار مشاوره را در مدارس انجام می دهند و نقش پلی در میان اولیاء، دانش آموزان و معلمان و مسئولان مدرسه را ایفا می کنند می بینیم که با محدودیت بودجه و پرسنل مواجه هستند. حال تصور کنید قرار باشد به کل فرهنگیان در کل کشور خدمات مشاوره روانشناسی ارائه کنیم. اصلا آموزش و پرورش قدرت و ابزارچنین کاری را ندارد. در عین حال بگذارید نکته دیگری را هم بگویم؛ این کار هزینه بر است. آیا اساتید مشاوره و روانشناسان حاضرند با آموزش و پرورش به شکلی خدمات ارائه کنند که هزینه کمتری برای این وزارتخانه داشته باشد؟

شما به مشاوره گروهی در آموزش وپرورش اشاره کردید. اما مسئله حل و رفع مشکلات روحی و درمان اضطراب و استرس های ناشی از کار نیازمند یک کار فردی و روندی زمان بر است. یعنی یک فرد باید به یک روانشناس مراجعه کند و بعد طی دوره ای این مسئله را حل کنند. 

من معتقدم این کار به همان شیوه پوشش بیمه ای انجام شدنی است. اما به این توجه داشته باشید که تعداد معلمان و فرهنگیان در سطح کشور چه تعداد است. این کار با مشاوره گروهی بهتر و سریعتر شدنی است. به نکته دیگری هم باید توجه کرد. آن هم این است که چه بسا فردی بخواهد به مشاور مراجعه کند ولی نه پولش را دارد و نه امکانش را. با همه این اوصاف براساس تجربه این را خدمتتان عرض می کنم که معلمان و فرهنگیان کشور در مقایسه با افراد شاغل دیگر از نظر روحی و عاطفی سالم تر هستند. 

شما سالها تجربه مشاوره در مدارس مختلف داشته اید. براساس این تجربه فکر می کنید نیاز جامعه معلمان به مشاوره روانشناسی شامل چه مواردی باشد؟ یعنی بیشتر مشکل معلمان در این عرصه چه چیزهایی است؟

من مشکل معلمان را به دو بخش تقسیم می کنم. یکی مشکل عمومی و دیگر مشکل اختصاصی. معلمان هم مثل سایر اقشار جامعه با مشکلات اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم می کنند. همانطور که حدیث نبوی داریم که می گوید وقتی فقر از دری وارد شد ایمان از در دیگر خارج می شود این موضوع عام گفته شده و برای آن بوده که ما به اهمیت تاثیر مسائل معیشتی مردم فکر کنیم. معلمان هم استرس و نگرانی هایی نظیر کرایه خانه، هزینه تحصیل فرزندان، عروس و داماد شدن فرزندان و هزینه های آن را دارند. اما مشکل اختصاصی معلمان را کمتر شغلی دارد. این نوع سختی کار را در بین مشاغل دیگر نمی بینید. حتی یک پزشک، یک پرستار یا فردی در شغل دیگر در آن واحد در یک لحظه با یک نفر سر و کار دارد. یک نفر را باید درمان کند. اما معلمی شغلی است که در آن واحد و هر لحظه آن روبه رو شدن با 30 تا 40 دانش آموز است. برای همین باید پرسید برای آنکه نیاز به قدرت و تمرکز بالا در معلمان پایین نیاید چه امکانات و خدمات ویژه در اختیار آنها قرارداده ایم. معلم به طور خاص با ابزاری چون کتاب و اطلاعات مختلف سر و کار دارد که داشتن یک لپ تاب یا تبلت برایش ضروری است. اما نگاه کنید ببینید همین چندی قبل که نمایشگاه کتاب برگزار شد چه خدمات ویژه ای برای خرید به معلمان دادند؟ آیا گفتند معلمان با ارائه کارت پرسنلی خود می توانند از پنجاه درصد تخفیف برخوردار باشند؟ آیا تابه حال ترتیبی داده شده که معلم وسایل و ابزار مورد نیازش را به سهولت تامین کند؟ این موضوع هم تابعی از آنچه «هرم مازلو» تصریح کرده، است. کدام طبقه از نیازهای مطرح در هرم مازلو در معلمان رفع شده که معلم ما به نوک هرم مازلو صعود کرده باشد. 

اتفاقا یکی از اساتید دانشگاه الزهرا نکته ای را بیان کرده مبنی بر اینکه فاصله بین دانش معلمان و دسترسی آنها به اطلاعات با دانش آموزان ناچیز شده است. دانش آموزان به سهولت به اینترنت و ابزاری چون گوشی هوشمند و تبلت و لپ تاب دسترسی دارند و معلمان کمتر. این خود یعنی فضایی که دانش آموز در آن توانمندتر شده و معلم نه. خود این مسئله می تواند آسیب جدی وارد کرده باشد؟

ببینید وقتی دسترسی و استفاده از اینترنت هزینه بر است معلم ناگزیر است که در استفاده از آن صرفه جویی کند. دسترسی به انواع بانک های اطلاعاتی هزینه بر است. حالا شما در نظر بگیرید یک معلم باید بین پرداخت هزینه هایی چون کرایه خانه، معیشت خود و فرزندان، هزینه تحصیل فرزندان و ... و هزینه افزایش دانش خود اولویت بندی کند. به نظر شما یک معلم به افزایش دانش خود اولویت می دهد یا فرزندش؟ موضوعی دیگر را هم اینجا مطرح کنم؛ ما حتی فرصت و امکان تخلیه روحی و روانی برای معلمانمان فراهم نکرده ایم. نمونه ساده اش امکان یک سفر رایگان به معلمان است. همه دستگاه ها و نهادهای دولتی و حکومتی در سراسر کشور امکانات و مکان های تفریحی دارند. آیا اعطای یک سفر تفریحی رایگان به معلمان کار سختی است؟ می خواهم از این نکته استفاده کنم و بگویم ما به معلمان کشورمان چه داده ایم که از آنها انتظار داریم؟

مطالب مرتبط

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]