همکاری در فروش فایل میهن همکار
به باشگاه دانشجومعلمان ایران خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : نجواهای شبانه یک بازنشسته فرهنگی با خدا

نجواهای شبانه یک بازنشسته فرهنگی با خدا

تاریخ ارسال پست:
شنبه 14 فروردين 1395
نویسنده:
دانشجومعلم
نظرات :
تعداد بازدید:
369

نجواهای شبانه یک بازنشسته فرهنگی با خدا

معبودا،ما بازنشستگان فرهنگی دراین کشور ،پناهی جزتو نداریم، درخت تنومندفقر وتبعیض،همچنان برسر ما،سایه شوم انداخته،ومیوه تلخ تبعیض، هرسا ل هم بزرگ وبزرگتر می شود…

به گزارش گروه وبگردی باشگاه دانشجومعلمان ایران ؛غروب یکی از روزهای تابستان با قلبی آکنده از غم درون خویش ازدست روزگارنا مهربان برسجاده عشق ،دست به نیاز بر آستان بیکرانش برداشتم وپس از حمدو ثنا از عنایت ویژه اش مدد طلبیدم، تا کارها برمن سهل گردد ، غمها ،از درونم بزداید و روح ام از بند اسارت شیطان آزاد گردد.آن وقت بود که حضور ش راحس کردم اگر تنها ترین تنهاشوم با زهم خدا هست .

اما تنهایی پراز احساسِ خوب، امید شادی آمیخته باحسی از جنس خدا، که نمی توانم وصفش کنم . بارخدایا ترا دارم بس و فقط به تو می اندیشم بیشتر با خودم باش هرروز بر سجاده عشق به انتظار حضورت می نشینم می خواهم با ا ین حس زندگی کنم،

خدایا دریا و اقیانوس نمونه ای ازلطف و سخاوت توست .تو تنها دریچه امیدی هستی که هر گز بسته نمی شوی و بندگانت را دوست داری، حتی گاهی هم با دهان بسته از روی عشق ومحبت وقتی صدایت می زنند پاسخ می دهی، اگر با دل شکسته وبند زده صدایت بزنم زودتر صدایم را می شنوی بنده گنا هکارت هستم با قلبی سیاه و سراپا تقصیر صدایت می زنم، ما بازنشستگان فرهنگی دراین کشور پناهی جزتو نداریم، و همچنان درخت تنومندفقر وتبعیض بر ما سایه شوم انداخته وبرروی زمینت صدای حق گوی مارا کسی نمی شنود ، ونه تربیونی که بتوانیم درد ها و نا بسا مانی زندگی خود را انتقا ل دهیم

فعلا گوش ها ازشنیدن سخنان حق فا صله می گیرند و مشکلات باز نشستگان فرهنگی همچنان ریشه دوانده و جای خودرا حفظ کرده است واین بندگان در گرداب و طوفان های فقر و نداری در حا ل غرق شدن هستند و البته مسئولین هم مشکلات عدیده این قشر آسیب دیده را درک نمی کنند ،یا نمی خواهند درک کنند،چه باید کنیم روزگار برما نا مهربان و ستم برهمه روا داشته اند ، که این نیز بگذرد .

همیشه وهر لحظه ،آرزو می کنم که خواسته ای از بندگانت را بی جواب نگذاری، بارالها تو تنها ترین سلطانی هستی که دلت با بخشیدن به مخلوقت آرام می گیرد نه با تنبیه، برمَلاءنمی کنی ،این گونه است که من باتمام وجود دوستت دارم .

خدایا نگاه مهربانت همیشه بالبخنداست وقتی بنده ای از سر نادانی و پشیمانی از کارهای نا پسند خود عذر می خواهد با نگاه پر از لطف خود اورا می بخشی ودست نوازش برسرش می کشی ومن بانیت پاک وعشق خداوندی دوست دارم توچقدر مهربانی که جواب بی ادبان را با سکوت ،وخشم را با صبوری ، مسئولیت را با وجدان ،و جواب پشتکار را با تشویق می دهی . اما بند گانت در روی زمین اینگونه نیستند .

شهادت می دهم جز تو خدایی نیست تو مهربان ترین مهربانان عالم هستی ،جواب منتظر را با نوید ، از تو می خواهم که پلیدی های درونم را باقطرات باران رحمتت پاک گردانی . گنا هانم را ببخش ومرا در بهترین جای بهشت همنشین نیکان وصا لحان بگردان . وقطب عالم امکان حضرت مهدی موعود را ازمن راضی و شفاعت این امام همام را شامل حا ل من کن .

لطیفا :آیا می شود من دوست تو باشم ولی از الطاف توبی بهره ، به همین دلیل است که من دوستت دارم. دیگر گوش هایمان از قیمت دلار وماشین و سهام و سود بانکی خلف وعده مسئولین و سخنان کذب آن ها پرشده است ببخش مرا اگر صدای گریه هایت را نمی شنوم .

شود که شوق دیدارت بال پروازم را بگشاید و به خوب و بد راه دگر نیندیشم ؟شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما باز است و احتیاج به اخذ نوبت هم نیست این قدر به فکر راه های دررو نباشید .خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست .فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد.اما دراین کشور تبعیض و تفاوت و فقر حقوق ومزایا را به ما تحمیل کرده اند .

ای بنده تو سخت بی وفایی …یادی از مانمی کنی در صورتی که من لحظه ای ازاحوالات تو غافل نبودم پس این گونه است که من تورا دوست دارم .خدایا خطا ازمن است من که سال هاست در نمازهایم می خوانمت “ا یا ک نعبد و ایا ک نستعین “چون تو تکیه گاه من هستی .

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان می کند…اما چرا بندگانت این همه بین حقوق و مزایای باز نشستگان فرهنگی تبعیض قائل شد ه اند و فقر را به ما تحمیل کرده اند .

درخت نیرومند فقر با میوه تلخ تبعیض تا کجا جوانه زده و هرسا ل هم رشد آن سیر صعود ی دارد.که دل هر انسان واقع بینی را می لرزاند و قلب وروح باز نشستگان فرهنگی را آزرده نموده است .بارلها :هیچ کس ارزش کار و فداکاری معلم را نمی داند ۳۰سال سر کلاس درس الفبای پاکی و صداقت را به کودکان این سر زمین آموزش دادیم حالا خود شاهد این همه بی عدالتی و تبعیض و فقر در جامعه هستیم .

معبودا حق و انصاف سر لوحه کارتوست و همیشه در کارها به عدالت قضاوت می کنی، آیا ما انسان ها این گونه هستیم به همین علت از اعماق قلبم دوستت دارم .چون من معتقدم نیمکت های چوبی بیشتر از در ختان باغ میوه وسایه می دهند .خداوندا آرامش درون رابه ما بیشتر هدیه کن تا در فضای مه آلود وتاریک این روزهای فرهنگیان باز نشسته را بیشتر مسئولین درک کنند .دریافت لحظات شیرین زندگی چه خوب وچه بد وچه به ظاهر بد به نگرشی متفاوت و جست وجوگر نیاز دارد افرادی که باران را حس می کنند کم هستند ، باقی افراد فقط خیس می شوند .چون تو ضامن رزقی ، ما روزی خورنده خوشحا لم که روزی ما به دست بندگانت نیست ،پس این گونه است که ای خا لق زیبایی ها دوست دارم . حتی اگر در خانه ات باز نگردد ، نروم باز به جایی . پشت دیوار نشینم چوگدا بر سر راهی .کس به غیر از تونخواهم ، چه بخواهی چه نخواهی . باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی ،

الهی به لطف و عنایتت امیدوار م، مساز مرا از خانه ات بیرون ،که هرگز قبول ندارم .یک روز به روزگار گفتم :چرا در چرخ فلک تو بعضی پایین و بعضی بالا هستند لبخند زد گفت :نگران نباش می چرخد همان طور که چرخ زندگی ما باز نشستگان نمی چرخد ؟

خداوندا ما فرهنگیان بازنشسته مهربانی وگذشت را از درخت شکوفه دار یاد گرفتیم وقتی به آن لگد می زنی به جای تلافی برسرت شکوفه های رنگارنگ می ریزد چون زندگی ما منظره دل انگیزی از گذشت و احترام است پنجره قلب مان پراز صمیمیت ومحبت بسوی آموزش دانایی به کودکان است . وقتی در حضور توهستم هیچ غم واندوهی به ظهور نمی رسد . جانم به فدایت :هر که عاشق نشد، پاک نشد و هر که پاک نشد، به پاکی نرسید، و هر که عاشق شد و عشق خود را آشکارا گردانید، پلید بماند و پاک نشد، از جهت آنکه آن آتش که از راه چشم به دل وی رسیده بود، از راه زبانش بیرون کرد، آن دل نیم‌سوخته در میان راه بماند. پس باید دانست قلب روح خود را از گناه پاک گردانید ورو به سوی حق کنید تا آراسته شوید .

یا کریم : من در لحظه های شادی وغم ترا ستایش می کنم. حمد ستایش مخصوص توست و هیچکس شایسته و هیچ چیز در مرتبه تو نیست من تورا می پرستم واز تو مدد می طلبم .تو بهترین فریادرسی .من با شما هستم حتی در لحظه گمراهی و حیرانی، فقط تورا جستجو می کنم .

یا باسط :در لحظه آرامش، من تورا مناجات می کنم .ای اجابت کننده دعاها. من برای همه دعا می کنم به خصوص برای کسانی که با تو مشکل دارند و در آخر، برای خواسته های خودم دعا می کنم ، او همه را گوش می دهد و در لحظه ناامیدی، امیدت به خدا باشد .او امید ناامیدان است و همیشه به یاد داشته باش که این نیز بگذرد. در لحظه نیاز، حاجت خود را تنها از درگاه خالق هستی طلب کن. نتیجه طلب از خلق اگر روا شود منت است و اگر نه ذلت، در حالی که طلب از خالق برآورده شود نعمت است و اگر نه حکمت. و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق است در لحظه های دردناک، به خدا اعتماد کن.او هرگز پشت تو را خالی نمی کند. برای هر دردی درمانی اندیشیده است.در لحظه موفـقیت، از خدا فزونی ایمان بخواه.و بدان که این مرحله پایان راه نیست بلکه آغازیست برای برداشتن گامهای بعدی. در هر قدم او را به یاد داشته باش و در هر مرحله بر ایمان خود بیفزایی …در لحظه دل شکستگی، دلت را به خدا بده .او بهترین مونس است، همیشه برای تو وقت دارد و هیچگاه دل تو را نمی شکند. باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید. در لحظه نگرانی و دلواپسی، از ذکرش غافل نشو. یاد خدا آرام بخش دلـهاست. همه چیز در حیطه قدرت و کنترل اوست.

فرهنگیان بازنشسته من همه شمارا بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم !

یا رحمان : کجایی ،درهمه جا هستم بیشتر در دل های شکسته و غم دیده .نگاه به گذشته کن و شکرش بجای آور.نگاه به آینده و اعتماد به خدا. نگاه به اطراف و دیدن این همه نعمت از شمارش آن عا جز ، به درون و دیدن خدا .” لحظه هایتان سرشار از بوی عشق به معبود .خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است .این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد. ای خداوند رحمن و رحیم به بزرگی و عظمت آسمانت که تو ما لک آن هستی متبلورم گردان به عبادتت، وبه حق بزرگی جلال و جما لت متذکرم گردان به ذکرت ، ای گرداننده زمین آسمان و چرخ روزگارمرحمتم گردان به رحمتت ،چه خود ساخته هایی که مرا سوخت ، و چه سوختن هایی که مرا ساخت ،

خدایا ، مرا فهمی عطا کن ، که از سوختنم ساخته ای آباد از من بجا ماند . . و تو این مهربانم مرا یاد کن ، آن دم که خدا را باکلمات نورانی قرآن این کتاب حیات بخش تلاوت می کنی شاید به صداقت قلب پاکت ، من نیز اجابت شوم .

در خاتمه ما بازنشستگان فرهنگی خواهان اجرای تبصره ۳ماده۶۵قانون مدیریت خدمات کشوری براساس ماده ۶۴همان قانون هستیم چرا سازمان مدیریت و برنامه ریزی این قانون را اجرا نمی کند وسلیقه ای عمل می کند ؟

نویسنده : نصراله خلیلی –همکار فرهنگی

منبع:لک خبر

فرهنگیان بازنشسته

,

بازنشسته فرهنگی

,

دردودل یک فرهنگیان

,

نجواهای شبانه یک بازنشسته فرهنگی با خدا

,

مطالب مرتبط

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی