همکاری در فروش فایل میهن همکار
به باشگاه دانشجومعلمان ایران خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : بقایای تفکرهای سلطنتی، لیبرال ـ دمکراسی و حجتیه در کشور دارای مدارسی هستند

بقایای تفکرهای سلطنتی، لیبرال ـ دمکراسی و حجتیه در کشور دارای مدارسی هستند

تاریخ ارسال پست:
شنبه 03 بهمن 1394
نویسنده:
دانشجومعلم
نظرات :
تعداد بازدید:
294

بقایای تفکرهای سلطنتی، لیبرال ـ دمکراسی و حجتیه در کشور دارای مدارسی هستند

معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه چند گروه با اصل تحول در آموزش و پرورش مخالفند، گفت: بقایای تفکرهای سلطنتی، لیبرال ـ دمکراسی و حجتیه، متأسفانه در کشور دارای مدارسی هستند که به‌ صورت غیردولتی مجوز دارند و اداره می‌شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محی‌الدین بهرام محمدیان معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش در نشست ماهانه حلقه دانشجویی واحد فرهنگی مسجد و مجتمع اسلامی نور حضور یافت و به پرسش‌های دانشجویان پاسخ داد. بخشی از این گفت‌وگو در زیر می‌آید: 

به‌ نظر می‌رسد علی‌‌رغم تأکیدات مقام معظم رهبری و اهمیت جایگاه تعلیم و تربیت و ضرورت تحول در آن در جهت دستیابی به اهداف متعالی نظام تعلیم و تربیت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، هنوز اقدامات بایسته انجام نشده است و هنوز هم هر روز به ‌بهانه‌های مختلف صحبت از تهیه نقشه راه می‌شود، پس آنچه تا به حال اتفاق افتاده چه بوده است؟ یعنی تا به حال بدون سند و نقشه راه تغییرات انجام شده است؟

همان‌طور که می‌دانید نظام آموزش و پرورش در ایران،‌ همانند سایر نظامات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی پیش از انقلاب اسلامی وارداتی و مغایر با فرهنگ و سابقه دینی و اعتقادی ملت ما بوده است. الگوی چنین نظام آموزشی مبتنی بر فلسفه بیگانه از هویت اسلامی و ایرانی طراحی شده بود. علاوه بر آن حتی برخلاف کشورهای غربی که این نظام از آنجا اخذ شده بود، پا به پای تغییرات و پیشرفت‌های اجتماعی، صنعتی، تکنولوژی، تغییر پیدا نکرده بود و بوی کهنگی از آن بلند بود. محصول آموزشی آن، تولید آدم‌های مدرک دار بی صلاحیت حرفه‌ای و محصول تربیتی آن، دلباختگان غربی بود که هنوز هم که هنوز است و از انقلاب اسلامی بیش از سه دهه می‌گذرد آثار رسوبی آن در فکر و اندیشه و عمل تحصیل‌کردگان ما به چشم می‌خورد و ادامه آن در دانشگاه‌ها و مؤسسات و مراکز آموزش عالی بیش از همه جا ریشه دوانده است.

البته انقلاب اسلامی یک جهش فکری در نسل انقلابی ایجاد کرد و نفس امام(ره) یک بازسازی فرهنگی و تربیتی در نسل انقلابی ایجاد کرده که هنوز هم ما از آن سفره ارتزاق می‌کنیم. فلذا برای تداوم و استمرار چنین دکترینی باید سامانه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش کشور مبتنی بر نظریه اسلامی تعلیم و تربیت شکل‌ گیرد. این مطلب نزدیک به ده سال قبل در ملاقات معلمان با مقام معظم رهبری مطرح شد و ایشان بر آن صحه گذاشتند و طی فرمایشات مبسوطی تحول در آموزش و پرورش را مطالبه کردند. 

در دولت آقای خاتمی که میل سندنویسی ملی شدت گرفته بود، مقرر شده بود سند ملی آموزش و پرورش تدوین شود اما حدود دو سال به تأخیر افتاد چون قبلاً مقرر شده بود سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی عهده‌دار این مهم شود و لی بعد از یک سال بعد به شورای عالی آموزش و پرورش محول شد و از آن به بعد نیز برخی جلسات تشکیل و گروهی برای این کار تعیین شدند ولی عملاً کارها زیاد پیش نرفت و شاید هم به‌دلیل سال‌های منتهی به پایان دولت بود، مسئولان وقت دل و دماغ پیگیری را نداشتند و یا فکر می‌کردند دولت بعدی انجام دهد، بهتر است؛ البته در سال اول دولت آقای احمدی‌نژاد نیز خیلی کار پیش نرفت ولی بعد از آن شدت و شتاب گرفت و بالاخره در سال پایانی دولت نهم، سند تصویب و ابلاغ شد.

اینکه می‌گویید نقشه راه، درست است. من نیز معتقدم برخی از زیرنظام‌های تعلیم و تربیت هنوز مصوب و ابلاغ نشده است اما آنچه از برنامه درسی ملی به‌عنوان زیر نظام اصلی آموزش و پرورش در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب و برای اجرا ابلاغ شده است نقشه راه تولید محتوا است. البته برخی کارها انجام شده است و برخی در این سال‌ها با سلیقه‌های افراد مواجه شده است و به اعتقاد من متأسفانه، نه شورای عالی انقلاب فرهنگی و نه شورای عالی آموزش و پرورش به وظایف نظارتی و هدایتی خود اقدام نکرده‌اند. اما وقتی قانونی برای اجرا ابلاغ می‌شود و اجرا آن با شدت و قدرت کلید می‌خورد نمی‌توان دیگر قطار راه افتاده را نگه داشت باید در حین حرکت مراقبت کرد از ریل پیش‌بینی شده خارج نشود.

اما آنچه در حوزه تولید محتوا اتفاق افتاده باید بگویم در حد میسور و ممکن با رعایت برنامه درسی ملی و به‌صورت قانونی اقدام شده است.

با عرض معذرت، یعنی شما اجرا را از هر عیب و نقصی مبرا می‌دانید؟

نه، هرگز چنین ادعایی ندارم. آنچه که انجام شده است بی عیب و نقص است، عرض من این است آنچه اتفاق افتاده قانونی است. ولی در همین اجرای قانون ،مواردی پیش‌بینی شده است و یا الزام شده است که به آنها به‌خوبی توجه نشده است.

ولی اراده مدیریت ارشد آموزش و پرورش معطوف به عملیاتی کردن سند است یا نه؟ باید بگویم هیچ‌کس ادعای نپرداختن به سند را ندارد بلکه همه مدعی هستند که می‌خواهند سند را عملیاتی کنند فلذا بسیاری از مسئولان چه در دولت قبل و چه در حال حاضر انبوه اقدامات و بخشنامه‌ها را مُصدّر به ذکر نام سند و یا در راستای تحول معرفی می‌کنند.

ببخشید این مطلب دلیل این نمی‌شود که سند اجرایی می‌شود مثلاً در زمان آقای حاجی‌بابایی طرح‌هایی مانند بیمه طلایی یا مدارس ورزش، قرآن و یا گسترش سمپاد و ادغام ساختارهای ستاد همه را در راستای سند معرفی می‌کردند، امروز نیز از اجرای سند فقط دو سال است به تهیه نقشه راه اشاره می‌شود، اینکه تحول نشد؟

البته بنده هیچکدام از این امور را که شمردید اقدام تحولی نمی‌دانم بلکه اینها امور جاریه هستند البته بعضی از این امور می‌تواند زمینه‌ساز و مهیا کننده شرایط تحولی باشد. اما این اموری که می‌شمارم از جمله راهکارهای اجرایی سند تحول است که برخی از آنها شکل گرفته است.

1ـ اهتمام به تدوین زیرنظام‌های آموزشی و آموزش و پرورش؛ 2ـ ترویج فرهنگ پژوهش؛ 3ـ ایجاد دانشگاه فرهنگیان برای تربیت نیروی انسانی شایسته؛ 4ـ تولید محتوای جدید آموزشی، تربیتی؛ 5ـ اجرای سیاست تولید محتوای متنوع و رسانه‌های آموزشی جدید؛ 6ـ تولید ادبیات جدید در اسناد و متون آموزشی و تربیتی کشور و حتی بین‌المللی.

اما اینها که اولاً تمام نشده‌اند، ثانیاً برخی از اینها در همین گام اول زمین‌گیر شده‌اند مثل دانشگاه فرهنگیان بعد هم، اینها نیز بدون سند تحول نیز می‌توانست اجرایی شود؟

قبول دارم، تحول یک امر دفعی نیست بلکه یک امر تدریجی و مستمر است. اساساً نمی‌توان یک نهادی که متجاوز از صد سال بر پاشنه فلسفی غیر ایرانی و غیر اسلامی چرخیده است و یا حداقل در این 60 سال اخیر به‌عنوان یک دستگاه مصرفی قلمداد شده است، یک‌باره رویکرد و اهداف و روش‌های آن را تغییر و حتی نوسازی کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در آموزش و پرورش خیلی کار شده است اما آنچه باید به‌صورت اساسی اتفاق بیفتد نگاه جدید به اهداف و غایت آموزش و پرورش است.

آموزش و پرورش ما از فقدان یک نگاه توحیدی رنج می‌بُرد و می‌بَرد هنوز هم تربیت شهروند براساس الگوی ارزش‌های غربی در متون اجتماعی و انسانی موج می‌زند و در عرصه علوم تجربی نیز نگاه غیر توحیدی است و در بسیاری از متن‌ها، علت فاعلی و غایی غایبند و تفسیر از جهان هستی با نگاه مادی انجام می‌پذیرد، نظریه داروینی حتی به ساحت علوم اجتماعی نیز سرایت کرده است، تغییر اینها به یک پارادایم جدید نیازمند فرصت، تربیت نیرو و تولید اندیشه است.

در این اسناد دستیابی به مراتبی از حیات طیبه با رویکرد شکوفایی فطرت، ارتقاء و تعمیق تفکر، ایمان، علم، عمل و اخلاق در ارتباط با خود، خدا، خلق و خلقت هدف گرفته شده است این یک ادبیات جدید در برنامه درسی است.

البته ما کار سختی را در پیش داریم، بخشی از این ادبیات دستگاه تعلیم و تربیت در اسناد بالادستی همچون مهندسی فرهنگی کشور و نقشه علمی و حتی سیاست‌های کلی بازتاب یافته است. اما باید حوزه و دانشگاه تولید علم کنند. علم دینی، علم توحیدی را باید حوزه و دانشگاه تولید کند این‌همه دانشگاه و مدرسه و پژوهشگاه حوزوی و دانشگاهی باید اهتمام کنند که برای آموزش و پرورش عقبه مطمئن علمی باشند.

شما با سابقه‌ای که دارید، موانع سر راه پیشرفت آموزش و پرورش و یا اجرای سند تحول را در چه می‌بینید؟

من پیشتر از این نیز گفته‌ام، با اصل تحول در آموزش و پرورش چند گروه عدم موافقت داشته‌اند و یا مخالفند.

1ـ بقایای تفکر خسروانی و یا سلطنتی: آنها دوست ندارند مبانی فکری و فلسفی آموزش و پرورش اسلامی شود. فلذا در مقاطع مختلف با جریان‌سازی در موضوعاتی مانند تاریخ باستان، تاریخ معاصر، ادبیات و هنر و شایعه پراکنی و شبهه‌افکنی‌های فرهنگی و حتی جعل می‌خواهند بر بنیادهای تعلیم و تربیت اسلامی بتازند و برخی اوقات نیز عوام‌فریبی می‌کنند و گاهی جریان رسانه‌ای ناآگاه نیز آنها را پشتیبانی می‌کند.

2ـ تفکر لیبرال دمکراسی: این جریان نیز با نظریه اسلامی تعلیم و تربیت مخالفند و با طرح ایدئولوژیک ساختن آموزش و پرورش بر سند تحول و یا اسناد بالادستی حوزه فرهنگ و آموزش و علم هجمه می‌کنند البته آنچه خود تا به حال ارائه کرده‌اند و یا حداقل از آنها دیده شده است تحمیل ایدئولوژیک ارزش‌های غربی با روش‌های جبری و دیکتاتور مآبانه است.

سومین گروه کسانی هستند که طرفدار اسلام بدون حکومت یا اسلام بدون ولایت فقیه هستند نمونه عینی آنها نحله فکری وابسته به انجمن حجتیه و یا متأثر از این جریان فکری است. متأسفانه الان هر سه گروه در کشور دارای مدارسی هستند که به‌صورت غیردولتی (غیرانتفاعی) سابق مجوز دارند و اداره می‌شوند.

اما هم‌اکنون که این سند تصویب شده و ابلاغ شده است نیز چند خطر آن را تهدید می‌کند. اولین خطر، تحریف است. تحریف درباره همه متون اصیل یک خطر جدی است، تحریف در قانون نیز امکان‌پذیر است لذا شما می‌بینید برای جلوگیری از تحریف قانون اساسی و یا تحمیل بر آن، شورای نگهبان پیش‌بینی شده است. امروز این سند را تحریف از یک‌سو و از طرف دیگر تحمیل و تضعیف تهدید می‌کند. تحمیل هم به این معنا که افراد علائق و سلایق خود را به این سند تحمیل کنند و بگویند این اقدامات در راستای سند است بخشی از این نوع اقدامات را دوستمان در آن پرسش اول با عبارت در راستای سند برشمردند.

خطر دیگر نیز ضعیف سند است یعنی یک بخش از سند اجرایی و بخش دیگری از آن تعطیل شود و یا کامل اجرایی نشود. همین است که مقام معظم رهبری حداقل سه نوبت این موضوع را تذکر داده‌اند، یک بار فرمودند بند بند این سند باید اجرایی شود و یا امسال تأکید داشتند مراقبت شود که با این سند گزینشی برخورد نشود و شبیه این معنا.

مطالب مرتبط

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی