close
متخصص ارتودنسی
نمونه گزارش کارورزی/ کدگذاری ،توصیف ها ودریافت ها همکاری در فروش فایل میهن همکار
به باشگاه دانشجومعلمان ایران خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : نمونه گزارش کارورزی/ کدگذاری ،توصیف ها ودریافت ها

نمونه گزارش کارورزی/ کدگذاری ،توصیف ها ودریافت ها

تاریخ ارسال پست:
جمعه 04 دي 1394
نویسنده:
دانشجومعلم
نظرات :
تعداد بازدید:
15607

نمونه گزارش کارورزی/ کدگذاری ،توصیف ها ودریافت ها

نمونه از از نحوه کدگذاری ،توصیف و دریافت را برای تهیه گزارش کارورزی در ادامه مطلب آورده ایم.

به گزارش باشگاه دانشجومعلمان ایران؛ دانشجومعلمان عزیز شما هم میتوانید با ارسال گزارش های کارورزی به همکاران خود کمک کنید.

نمونه :

روز دوشنبه با اجازه خانم مدیر محترم مدرسه، که روز کارورزیم نبود، به مدرسه آمدم. یادم هست وقتی به مدیر مدرسه گفتم دوشنبه بیایم برای مشاهده، با لبخند گفت: خوب است به ما هم کمک می کنی(1). اینبار با نگاه دیگر، از درب مدرسه که وارد شدم، دیوارهای حیاط مدرسه را از روزهای قبل زیباتر دیدم(2). با رنگ های شاد(3)، طرح های مثل رنگین کمان و مناظر زیبایی که گل های زیباش(4)، توجهم را جلب کردند. حیاط تمیز بود و سالن و راه روی مدرسه تمیز (5)و در کنار درب هر کلاس چوب لباسی های که لباس های رو و رنگی دانش آموزان در آن آویزان بود(7)، نظرم را جلب کرد. راه رو ی مدرسه تا نصفه دیوار سنگ رنگ روشن است و درب ها به رنگ قهوی، روی دیوار در چند جا تابلوی موکتی قاب شده نصب شده و نوشته ها و شعارهای به صورت مرتب در آن ها جا داده شده اند.یادم افتاد که استاد کلهر هنگام معرفی مدرسه، می گفت: این مدرسه از بهترین مدارس شهر است(8).

 زنگ خورد و معلمان یکی پس از دیگری از کلاس ها بیرون آمدند. وقتی به همدیگر می رسیدند، مثل این بود که مدت ها هم دیگر را ندیده اند، برای ورود به دفتر با لبخند و تعارفات مثل؛ اول شما بفرما به هم دیگر احترام می گذاشتند(9). در دفتر مدرسه در صندلی کناری نشستم تا رفتارها را مشاهده کنم. آرام، با صمیمیت گفتگو می کردند و به همدیگر چای و شیرینی تعارف می کردند(10). معاون مدرسه گفت: همکاران، ساعت آخر خوش به حالتان است، چون بچه ها را می بریم  برای بازدید از نمایشگاه کتاب(11).

زنگ خورد و من با اجازه مدیر مدرسه و معلم کلاس پنجم، خانم عباسی برای مشاهده رفتار معلم با دانش آموزان به کلاس رفتم(12). بدو ورود، بچه ها، از جا بلند شدند و یک صدا گفتند: خوش آمدید(13)، من فکر کردم این شعار آن ها است. خانم عباسی به من گفت: این شعار ورود مهمان به کلاس است(14).

خانم عباسی  رو به بچه ها گفت:  این خانم دانشجو است و در دانشگاه فرهنگیان درس می خواند، از شاگرد زرنگ های دانشگاه  است. وقتی مرا معرفی می کرد،  قند تو دلم آب می شد، یک حس بزرگی و خوب به من دست داد (15).

 کلاس درس، بزرگ بود و از دو پنجره ضلع شمالی نور خود را تامین می کرد. پرده های خوش رنگ صورتی و نمایش دست سازه های دانش آموزان در انتهای کلاس روی تابلوی موکتی جلوه قشنگی را پدید آوررده بود.  در هر میز و نیمکت دو نفر  و در دو ردیف نشسته بودند. راه روی وسط میز و نیمکت ها برای رفت و آمد فراخ و راحت بود.

 خانم عباسی، به آرامی (16)کلاس را اداره می کرد.  بچه ها کارها را جلو می بردند. بچه ها بسیار متین و مودب بودند و با آرامی کتاب ها را باز کردند و در گروه های خودشان نشستند. تکالیف از طرف معلم ارایه شده، مثل این که قبلا" کار کرده باشند، مسلط و گاهی با سئوال از معلم تکالیف را انجام دادند و ارایه کردند(17). گاهی به من هم مراحعه می کردند و با لبخند و مثل آدم بزرگ ها، فضا را برایم امن تر و خوشایند تر  می کردند. من نفهمیدم کلاس کی تمام شد. تو دلم آرزو می کردم که خدایا به من هم چنین وضعی و معلمی و دانش آموزان عطا بفرما(18).

در زنگ تفریح، بچه ها چند تا چندتا، راه می رفتند و با هم صحبت می کردند. برخی دونفری و چند نفری  خوراکی می خوردند. هیچ کس دعوا نمی کرد و هیاهوی  آزار دهنده  مثل مدرسه ... در این جا دیده نمی شد(19). خلاصه، با توجه به مطالبی که درباره جوعاطفی مدرسه با راهنمایی استاد خوانده بودم، جو عاطفی این مدرسه  دلم را برد(20). امروز، با همه روزهای قبلی کارورزیم فرق دارد. به قول استاد، بر رفتارها تامل می کردم.

پس از تمام شدن مشاهده کلاس، محیط، روابط کارکنان برای تشکر و خداحافظ رفتم دفتر، خانم مدیر با لبخند گفت: جو عاطفی مدرسه ما چطور  است؟ گفتم: خانم، بدون اغراق این بار با ذره بین که استاد همیشه سفارش می کند نگاه کردم، جوعاطفی این جا فوق العاده است(21).

 در همین موقع، یک  خانمی وارد دفتر شد. خانم مدیر از جایش بلند شد و با لبخند از پشت میزش بیرون آمد و با آن خانم دست داد. گفت: قرار ما ساعت یازده بود. آن دستش را هم آورد و دست خانم را گرفت و برد صندلی نزدیک میز خودش نشاند داد. من رفتم پیش معاون، پرسیدم این خانم کیست؟  یواش و با لبخند گفت: مادر یکی از بچه هاست(22).

  مراجعین مدرسه، بویژه والدین بچه ها تحصیل کرده هستند و اغلب با ماشین های مدل بالا، که ما معلمان آینده در خواب هم نمی توانیم تصورش را بکنیم به مدرسه می آیند.  شاید به همین خاطر است که مسئولین این ها را خیلی تحویل می گیرند(23)!     مدرسه در بالای شهر و تقریبا" مرفه واقع شده و دارای 368 دانش آموز است(24).

بازخورد:

 از زحمات شما درباره مشاهده محیط فیزیکی، رفتار معلمان و  دانش آموزان و ثبت منظم هر یک ، قدر دانی می کنم. با وجود ضیق وقت روایت مناسبی  ارایه کرده اید، با خواندن و تحلیل آن می توان به روابط حسنه بین کارکنان و  تا حدودی جوعاطفی مطلوب موجود در مدرسه پی برد. با این وجود، پاسخ به سئوالات زیر کار شما را دفیفتر، کاملتر و علمی می کند. ( دو سئوال اول توصیفی – دو سئوال 3 و 4  تحلیلی و سئوال پنجم استدلالی و ارزشیابی کار خود) 

1-    توصیف موقعیت مساله مورد مطالعه در اول نوشته شود بهتر است(23 و 24)

2-    برای کد های 16 و 17 مصداق های عینی  وجود دارد؟ در صورت امکان ارایه کنید.

3-    چرا مدرسه محل کارورزی شما از بهترین مدارس شهر است؟ کد8:  در باره دلیل  این صفت از گوینده سوال کنید؟

4-    دلیل رفتار مظلوب دانش آموزان با یکدیگر و همچنین معلمان  در سبک مدیریت نهفته است و

یا مربوط به عوامل دیگر است؟

5-    تحقیقات زیادی درباره جو عاطفی مدارس  انجام شده است. با مطالعه منابع معتبر، شاخص های جوعاطفی موجود در  روایت خود را با شاخص های  جوعاطفی هالپین مقایسه کنید،  این کار  جامعیت دید شما را فراهم می کند. سپس استدلال کنید آیا داده های گردآوری شده توسط شما  تا چه  میزان کافی و یا ناکافی برای قضاوت درباره جوعاطفی مدرسه است.

طبقه بندی کدها بر اساس توصیف ها و دریافت های دانشجو:

 توصیف ها:

دیوارهای حیاط مدرسه را از روزهای قبل زیباتر دیدم(2). با رنگ های شاد(3)، طرح های مثل رنگین کمان و مناظر زیبایی که گل های زیباش(4)، توجهم را جلب کردند. حیاط تمیز بود و سالن و راه روی مدرسه تمیز (5)و در کنار درب هر کلاس چوب لباسی های که لباس های رو و رنگی دانش آموزان در آن آویزان بود(7)،

زنگ خورد و معلمان یکی پس از دیگری از کلاس ها بیرون آمدند. در دفتر مدرسه در صندلی کناری نشستم تا رفتارها را مشاهده کنم. آرام، با صمیمیت گفتگو می کردند و به همدیگر چای و شیرینی تعارف می کردند(10).

کلاس درس، بزرگ بود و از دو پنجره ضلع شمالی نور خود را تامین می کرد. پرده های خوش رنگ صورتی و نمایش دست سازه های دانش آموزان در انتهای کلاس روی تابلوی موکتی جلوه قشنگی را پدید آورزده بود.  در هر میز و نیمکت دو نفر  و در دو ردیف نشسته بودند. راه روی وسط میز و ننیمکت ها برای رفت و آمد فراخ و راحت بود.

 خانم عباسی، به آرامی (16)کلاس را اداره می کرد.  بچه ها کارها را جلو می بردند. بچه ها بسیار متین و مودب بودند و با آرامی کتاب ها را باز کردند و در گروه های خودشان نشستند. تکالیف از طرف معلم ارایه شده، مثل این که قبلا" کار کرده باشند، مسلط و گاهی با سئوال از معلم تکالیف را انجام دادند و ارایه کردند(17). گاهی به من هم مراحعه می کردند و با لبخند و مثل آدم بزرگ ها، فضا را برایم امن تر و خوشایند تر  می کردند. من نفهمیدم کلاس کی تمام شد. تو دلم آرزو می کردم که خدایا به من هم چنین وضعی و معلمی و دانش آموزان عطا بفرما(18).

مراجعین مدرسه، بویژه والدین بچه ها تحصیل کرده هستند و اغلب با ماشین های مدل بالا، که ما معلمان آینده در خواب هم نمی توانیم تصورش را بکنیم به مدرسه می آیند.  شاید به همین خاطر است که مسئولین این ها را خیلی تحویل می گیرند(23)!  مدرسه در بالای شهر واقع شده و دارای 368 دانش آموز است(24).

دریافت ها:

وقتی به مدیر مدرسه گفتم دوشنبه بیایم برای مشاهده، با لبخند گفت: خوب است به ما هم کمک می کنی(1).

وقتی به همدیگر می رسیدند، مثل این بود که مدت ها هم دیگر را ندیده اند، برای ورود به دفتر با لبخند و تعارفات مثل؛ اول شما بفرما(9).

آرام، با صمیمیت گفتگو می کردند و به همدیگر چای و شیرینی تعارف می کردند(10).

معاون مدرسه گفت: به شوخی گفت: همکاران، ساعت آخر خوش به حالتان است، چون بچه ها را می بریم برای بازدید از نمایشگاه کتاب(11).

وقتی مرا معرفی می کرد،  قند تو دلم آب می شد، یک حس بزرگی و خوب).(15)

خانم عباسی، به آرامی کلاس را اداره می کرد.  بچه ها کارها را جلو می بردند. بچه ها بسیار متین و مودب بودند(16).

بدون اغراق این بار با ذره بین که استاد همیشه سفارش می کند نگاه کردم، جوعاطفی این جا فوق العاده است(21).

 بچه ها کارها را جلو می بردند. بچه ها بسیار متین و مودب بودند و با آرامی کتاب ها را باز کردند و در گروه های خودشان نشستند. تکالیف از طرف معلم ارایه شده، مثل این که قبلا" کار کرده باشند، مسلط و گاهی با سئوال از معلم تکالیف را انجام دادند و ارایه کردند(17). گاهی به من هم مراحعه می کردند و با لبخند و مثل آدم بزرگ ها، فضا را برایم امن تر و خوشایند تر  می کردند. من نفهمیدم کلاس کی تمام شد. تو دلم آرزو می کردم که خدایا به من هم چنین وضعی و معلمی و دانش آموزان عطا بفرما(18).

 شاید به همین خاطر است( وضع مالی خوب) که مسئولین این ها( والدین) را خیلی تحویل می گیرند(23)! 

کدگذاری و دسته بندی بر اساس  مفاهیم:

1-    روابط میان افراد:

1/3- مدیر با کارکنان . 2/3- معاون با معلمان . 3/3- معلمان با یک دیگر. 4/3- معلمان با دانش آموزان. 5/3- دانش آموزان با یکدیگر( در همه موارد مورد مشاهده خوب بود). کد های

2-     مدیریت:

1/2- رفتار مدیر. 2/2- رفتار معاون ( هر دو طبق  مشاهده ابراز شده مناسب، باز و همراه با احترام بوده. 21- 22- 1 – 14)

مدیریت کلاس: معلم راهنما، دانش آموزان فعال و خود رهبر و خود ارزیاب بوده. 14- 15- 16- 17- 18-)

3-     محیط فیزیکی

1/3-  حیاط مدرسه 2/3- سالن و راه روی مدرسه. 3/3-  فضای فیزیکی کلاس( طبق مشاهده ، فضای فیزیکی  حیاط مدرسه ، راه رو و کلاس ها  مناسب بوده. 2-3-4-5). 

4-    محیط پیرامونی

1/4- وضعیت اجتماعی و اقصادی والدین مدرسه. 2/4-  موقعیت مکانی مدرسه

( مدرسه از نظر مکانی در جای خوب شهر واقع شده و والدین از نظر موقعیت اجتماعی وضع مناسبی دارند. 23- 24).

مضمون: جو عاطفی مدرسهA

مساله:

در طول چند دهه ی گذشته، مطالعات زیادی درباره ی جوّ مدرسه انجام شده است(این‏ اطلاعات بدون در نظر گرفتن مفاهیم همپوش و هم‏سویه با جوّ مدرسه مانند فرهنگ‏ سازمانی،ارتباطات سازمانی و مدیریت کیفیت جامع بوده است).

از لحاظ تاریخی،مطالعهء"هالپین‏"و"کرافت‏" در سال 1962 از مدارس ابتدایی‏ شاید شناخته شده‏ترین مفهوم پردازی از جوّ مدرسه باشد. آنها پرسش نامه‏ای 1000 سؤالی‏ را از طریق تحلیل عاملی به مجموعه‏ای 64 سؤالی تبدیل کردند که‏"پرسش نامهء توصیف‏ جوّ سازمان 11"نام گرفت و با آن، شش جوّ اصلی در طول یک پیوستار از باز به بسته مرتب‏ شد.

بعضی از پژوهشگران معتقدند که جوّ بخشی از زبان روزانه معلم و درعین‏حال یک‏ استعاره غیر مستقیم است. به عقیدهء آنها مدلی تعاملی از فرهنگ مدرسه(با هردو بعد پنهان‏ و آشکار) مفهومی مفیدتر است که به معلمان کمک می‏کند تا درکی را از جوّ مدرسه توسعه‏ دهند(ماکسول و توماس‏31،1991).

یافته‏های مطالعاتی که جوّ چهار دبیرستان ژاپنی را مورد مقایسه قرار داده است، عوامل‏ تعیین کنندهء کیفیت جوّ مدارس را به این شرح اعلام می‏دارد:

1)احترام،2)اعتماد،3)فرصت برای ابراز خود 4)رشد اجتماعی و علمی مداوم (تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 62 (صفحه 80)

هالپین معتقد است که نسبت شخصیت به فرد  مثل نسبت جو به سازمان است(کلهر، 1394: 211 ).

حال سئوال اساسی این است که چه عوامل و عناصری جو عاطفی مدرسه را شکل می دهد؟

 علاوه بر رفتار مدیر، روابط بین کارکنان مدرسه، روابط معلم و دانش آموزان و محیط درونی و بیرونی

کدام متغیرها در بهسازی جوعاطفی مدرسه موثرند؟ از این رو سئوالات زیر مطرح است.

1-متغیّرهای سازندهء جوّ مدرسه کدامند؟

2-کدام عوامل اساسی زیربنای متغیّرها را تشکیل می‏دهد؟

3-کدام ابعاد ادراکی از جوّ مدرسه در تعامل بین متغیّرها قابل پیش‏بینی است؟

4 -جوّ ادراکی در روایت فوق دارای چه ماهیتی است؟

مطالب مرتبط

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی